پرداخت دیه دنیا

سلامت نیوز:حدود ۲۵ درصد دانش آموزان استان در مدارس نیازمند تخریب و نوسازی، تحصیل می کنندبه همت یکی از خیرین نیک اندیش ، به زودی کلنگ احداث دبستان ۲کلاسه ظفر گرماش بر زمین زده خواهد شدبرابر قانون و مقررات از صفر تا صد در صد به میزانی که دستگاه قضایی تشخیص دهد ، دیه مربوطه پرداخت می شود. به گزارش سلامت نیوز به نقل از قانون ،این روزها به واسطه فرو ریزی دیوار حیاط دبستان ظفر روستای گرماش بر روی جسم نحیف کودکی به نام دنیا ویسی، مبحث مهمي در خصوص مدارس نیازمند بازسازی و مقاوم سازی مطرح است که روزنامه قانون این موضوع را از منظر مسئولان در یک فایل کاویده است. رشید قربانی، مدیرکل آموزش و پرورش کردستان از اینکه حدود ۲۵ درصد دانش آموزان استان در مدارس نیازمند تخریب و نوسازی تحصیل می کنند و از تخریب و بازسازی دبستان ظفر روستای گرماش نیز سخن می گوید که قرار است با همت یک خیر مدرسه ساز دبستانی شکیل، مقاوم و مجهز ساخته شود و مهر سال آینده دانش آموزان این روستا بدون استرس بر نیمکت دانش تکیه بزنند، در این مصاحبه از پرداخت دیه دنیا ویسی برابر قانون نیز سخن گفته می شود. از مجموع ۲۹۰ هزار دانش آموز مقاطع سه گانه (ابتدایی، متوسطه اول و دوم ) چند هزار دانش آموز در این تعداد مدرسه نیازمند تخریب و نوسازی در سال جاری تحصیل می کنند؟حدود ۲۵ درصد دانش آموزان استان در مدارس نیازمند تخریب و نوسازی، تحصیل می کنند . در حال حاضر چند مدرسه در قالب چند کلاس و در چه مقاطعی در روستا های کردستان وجود دارد و چند روستا فاقد مدرسه است و دانش آموزان این مدارس در روستاهای همجوار یا دهستان نزدیک به روستاهای خود تحصیل می کنند؟ در حال حاضر تعداد ۱۹۴۷ مدرسه در قالب ۴۴۲۶ کلاس درس و پوشش دانش آموزی ۶۵۷۴۶ نفر در مناطق روستایی استان فعالیت دارد. تعداد دانش آموزان مقطع ابتدایی۱۴۳۰ مدرسه ۳۰۳۸کلاس و ۴۵۳۴۲ دانش آموز، متوسطه اول ۴۰۶مدرسه، ۱۰۶۳ کلاس و ۱۶۴۹۸ دانش آموز، دوم متوسطه ۹۸مدرسه ۳۰۸ کلاس و ۳۸۴۴دانش آموز، استثنایی ۱۴مدرسه ۱۷کلاس و ۶۲ دانش آموزهستند. در دوره ابتدایی روستای فاقد مدرسه وجود ندارد اما به دلیل تعداد کم دانش آموزان برخی از روستاها ، این دانش آموزان در مدارس روستای مجاور تحصیل و به منظور حفظ پوشش تحصیلی، این دانش آموزان به مدارس شبانه روزی هدایت و یا تحت پوشش طرح روستا مرکزی قرار گرفته و در غیر این صورت هزینه ایاب و ذهاب آنان پرداخت می شود. در دوره متوسطه نیز در صورت عدم وجود مدرسه در روستا ها به دلیل کمبود تعداد دانش آموز و رشته های مورد نیاز ، از طرح های مدارس شبانه روزی ، روستا مرکزی و تامین هزینه ایاب و ذهاب استفاده می شود. درحال حاضر استاندارد هر کلاس به طور متوسط در کردستان در سه مقطع تحصیلی چگونه است؟ از مجموع ۲۹۰هزار دانش آموز چند درصد دختر و چند درصد پسر هستند؟ تراکم کلاسی دوره ابتدایی ۲۱٫۰۳ دوره اول متوسطه: ۲٫۱۸ دوره دوم متوسطه : فنی و حرفه ای : ۱۸٫۷ ، کار و دانش : ۱۴٫۴ و شاخه نظری : ۲۱٫۴ است – از تعداد ۲۹۰ هزار دانش آموز استان ۴۷٫۷ درصد دختر و ۵۳٫۳ پسر هستند. در خصوص وضعیت ترک تحصیل دانش آموزان به ویژه دختران در کردستان هم بفرمایید که وضعیت چگونه است و علت گرایش به ترك تحصیل در دختران گویا به چندعامل فرهنگ سنتی،ازدواج زودهنگام، فقر اقتصادی و عدم امکان فرستادن دختر به مدارس مقطع متوسطه اول و دوم بعد از پایان دوره ابتدایی از روستا به شهر بر می گردد، تحلیل آماری شما چیست و اقدامات انگیزشی و ممانعتی شما برای جلوگیری از ترک تحصیل دانش آموزان پسرو دختر در استان کردستان چیست؟ آمار دانش آموزان دختر و پسر استان کردستان مبین این حقیقت است که در دوره ابتدایی به دلیل جذب حداکثری دانش آموزان این دوره ، مشکل خاصی در خصوص بازماندگان از تحصیل وجود ندارد . اما در متوسطه اول اگر چه به دلیل فقر اقتصادی و عمدتا باورهای فرهنگی تعدادی از دانش آموزان ترک تحصیل می کنند ، اما جذب حدود ۹۵ درصد از دانش آموزان واجد شرایط مقطع متوسطه اول ، نشان از پیشرفت های ارزشمند و قابل توجه در این مقطع دارد . اما در متوسطه دوم تعداد بیشتری از دانش آموزان دختر به نسبت مقاطع ابتدایی و متوسطه اول به دلیل ازدواج زودهنگام ، عدم امکان تشکیل دبیرستان به دلیل قلت دانش آموز در برخی از روستاها و نیز عدم تمایل والدین به تحصیل دختران شان در مراکز شبانه روزی، متاسفانه به خصوص در مناطق صعب العبور با مشکل مواجه هستیم . اگر چه در مرکز استان و مراکز شهرها موضوع کاملا کنترل شده است اما در مناطق روستایی متاسفانه این مشکل هم چنان وجود دارد. اقدامات انجام شده در جهت جذب دانش آموزان به این شرح است. استفاده از ظرفیت حداکثری مراکز شبانه روزی و خوابگاه های مرکزی در جذب دانش آموزان . استفاده از ظرفیت روستا مرکزی و بهره گیری از وسایل ایاب و ذهاب عمومی برای این قبیل از دانش آموزان . کمک مالی و اقتصادی به خانواده هایی که با مشکل مالی مواجه هستند. بهره گیری از مشارکت خیرین مدارس شبانه روزی ، که در طول سال کمک های شان به این مدارس انجام می شود . انجام تبلیغات محیطی از طریق چاپ و توزیع پوستر ، مصاحبه تلویزیونی ، بهره گیری از ظرفیت و نفوذ کلام روحانیون و ماموستایان معظم در شهرستان ها و مناطق ، فرمانداری ها و بخشداری ها و دهداری ها و هم چنین افراد ذی نفوذ در ابعاد مختلف و هم چنین تشویق و ترغیب والدین که در خصوص جذب دختران بازمانده یاری رسان آموزش و پرورش بوده اند به عنوان نمونه صدور ۷۰۰ برگ تقدیر نامه ویژه دهیاران از والدینی که به تحصیل دختران شان توجه نموه اند . پیگیری قضایی برای ملزم نمودن اولیای دانش آموزان دختری که مانع درس خواندن فرزندان خود شده اند . از جمله در شهرستان دیواندره شناسایی دختران بازمانده از تحصیل از طریق دانش آموزان خوابگاهی دختر در مدارس شبانه روزی در روستای های مربوطه و دعوت از آنان برای ادامه تحصیل و مراجعه به روستا ها و ملزم نمودن اولیای آنان به ثبت نام دانش آموزان در مدارس . آخرین سوالی که این روزها برای تمام رسانه ها سوال شده است بحث فرو ریزی دیوار مدرسه بر روی دنیا و فوت این دختر بچه در روستای گرماش است. گفته می شود که آموزش و پرورش حاضر به پرداخت دیه این دانش آموز به خانواده دنیا نیست؛ آیا اين شایعه صحت دارد یا اینکه آموزش وپرورش برابر قانون و مقررات دیه دنیا را صددرصد به خانواده داغدیده پرداخت می کند؟ خیر این شایعه صحت ندارد . برابر قانون و مقررات از صفر تا صد در صد به میزانی که دستگاه قضایی تشخیص دهد ، دیه مربوطه پرداخت می شود . گویا وعده داده شده است که به سرعت مدرسه گرماش تخریب و نوسازی شود تا امنیت روانی و روحی دانش آموزان با دیدن صحنه دلخراش مرگ دنیا زیر آوار ضربه نبیند آیا چنین تصمیمی با توجه به آغاز سرما در سال تحصیلی ۹۷-۹۸ امکان پذیر است؟ بله ، به همت یکی از خیرین نیک اندیش، به زودی کلنگ احداث دبستان ۲ کلاسه ظفر گرماش بر زمین زده خواهد شد و بر اساس قول مساعد ایشان ، ان شا ا… تا فصل سرما به بهره برداری خواهد رسید و تا آن زمان دانش آموزان در یکی از اتاق های مسجد روستا مستقر و فعالیت های آموزشی آنان از روز شنبه ۲۱ مهر ماه ۹۷ آغاز شده است.

حقوق فرهنگیان افزایش می‌یابد؟

سلامت نیوز:معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه حقوق و مزایا و دریافتی های فرهنگیان باید کاملا منطبق با قانون باشد گفت: درباره افزایش دوباره حقوق معلمان در سال جاری به علت مشکلات اقتصادی، طبق قوانین و تصمیمات دولت و مجلس تصمیم گیری می شود. به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا،علی الهیار ترکمن درباره میزان رشد بودجه وزارت آموزش و پرورش در سال ۹۸ و احتمال افزایش حقوق دوباره در سال جاری با توجه به تشدید مشکلات اقتصادی در ماه های اخیر گفت: چاره ای نداریم جز آنکه در چارچوب ظرفیت های قانونی حرکت کنیم. وی افزود: حقوق و مزایا و دریافتی های فرهنگیان نیز باید کاملا منطبق با قانون باشد. معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه چند برنامه را در قالب همین ظرفیت های قانونی شروع کرده ایم اظهار کرد: در ماده ۶۳ قانون برنامه ششم توسعه تاکید شده است که لایحه رتبه بندی معلمان به منظور ایجاد یک نظام طبقه بندی از صلاحیت های حرفه ای معلمان تدوین شود و مهندسی نیروی انسانی بر اساس این سند که باید به مجلس برود و به تصویب برسد صورت پذیرد. الهیار ادامه داد: تا کنون بخش قابل توجهی از کار انجام و لایحه رتبه بندی در دولت در دست بررسی است. که باید منتظر بمانیم با چه محتوایی در مجلس به تصویب می رسد. وی با درخواست از دولت و نمایندگان مجلس برای رساندن رتبه بندی به بودجه ۹۸ اظهار کرد: علاوه بر رتبه بندی، استفاده از ظرفیت های موجود را نیز مدنظر داریم. معلمانی را داریم که ۲۴ ساعت موظفی رسمی خود را انجام می دهند و ساعاتی را به حق التدریس غیرموظف اختصاص می دهند که نه مستمر است و نه کسورات بازنشستگی به آن تعلق می گیرد که در نهایت نه در حقوق بازنشستگی و پاداش پایان خدمت لحاظ می شود و نه بهره برداری دیگری از آن صورت می گیرد و دریافتی آنها به همان ۹ ماه کاری منتهی می شود. معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه یکی از برنامه های ما این بود که میزان حق التدریس غیرموظف را محاسبه کنیم گفت: متوسط حق التدریس غیرموظف، شش ساعت است که آن را به ساعت موظف اضافه و مابه ازای ریالی اش را وارد فیش حقوقی می کنیم. به این ترتیب هم جزو مستمر ۱۲ ماهه فیش حقوقی قرار می گیرد و هم کسورات به آن تعلق می گیرد که در حقوق بازنشستگی لحاظ می شود. این طرح اختیاری است. الهیار ادامه داد: برنامه های میان مدت و بلند مدتی را طراحی و در دست اجرا داریم، اما درباره افزایش دوباره حقوق معلمان در سال جاری به علت مشکلات اقتصادی، طبق قوانین و تصمیمات دولت و مجلس تصمیم گیری می شود.

مسموميت هاي زنجيره اي

سلامت نیوز:د ر یک ماه و نیم گذشته ۹۶ نفر به علت مصرف مشروبات الکلی د ر استان های مختلفی از ایران جان باختند و این د ر حالی است که چند ی پیش حریرچی سخنگوی وزارت بهد اشت از آمار مسموميت ۹۵۹ نفری به علت مصرف مشروبات الکلی خبر د اد ه بود . به گزارش سلامت نیوز به نقل از قانون ،به گفته حریرچی د ر هفته هاي اخير موجی د رباره مسمومیت با الکل ایجاد شد ه كه بسیار هم غیر عاد ی است. وي گفته كه تا چند روز گذشته ۹۵۹ نفرمراجعه كنند ه به علت مسموميت با الکل د اشته ایم که ۴۰۲ نفر د ر البرز، ۳۲۶ نفر د ر هرمزگان، ۷۶ نفر د ر خراسان شمالی و ۶۱ نفر د ر تهران بود ه اند . همچنین ۸۴ نفر از آن ها فوت کرد ه اند و ۳۰۵ نفر هم مورد د یالیز قرار گرفته و ۲۷ نفر هم نابینا یا کم بینا شد ه اند . حریرچی د رباره علت مسمومیت ها گفته است: مسمومیت این افراد با الکل متیلیک بود ه و برخي از آن ها هم الکل د ست ساز مصرف کرد ه اند . د ر این زمینه برخی د ستگیری ها انجام شد ه است. د ر عین حال مرد م باید بد انند که حتی الکل هایی که د ر بسته بند ی های خارجی و پلمب شد ه هستند به راحتی امکان تقلب د ر آن ها وجود د ارد . د ر این میان تعد اد ی از مسموم شد ه ها هم بی خبر از محتویات د اخل قوطی ها آن را مصرف کرد ه، جان باخته یا نابینا شد ه اند . عد ه ای هم د چار مشکلات کلیوی شد ه و برای د یالیز به بیمارستان های شهرشان مراجعه کرد ه اند . رابطه مسموميت و ممنوعيت! مصرف بالاي مشروبات الكلي و مسموميت هاي ناشي از آن د ر حالي اتفاق مي افتد كه ممنوعیت قانونی مصرف الکل د ر ایران، از سال ۵۷ و طی مفاد قوانین مجازات اسلامی اعمال شد . قوانینی که صد د رصد جرم انگارانه و ناظر بر منع شرعی تولید ، عرضه و مصرف مشروبات الکلی بود . تا اواخر د هه ۸۰ هم، جرم انگاری شرب خمر به قوت خود باقی بود و د ر حالی که از ابتد ای این د هه، برخورد های سلبی و حذفی با مصرف کنند گان مواد مخد ر د ر مسیر تعد یل افتاد ه بود و کارشناسان با بررسی تجارب جهانی، از بیمار بود ن معتاد ان مواد مخد ر و نه مجرم بود ن آن ها صحبت می کرد ند ، د امنه مجازات برای شرب خمر و عوامل مرتبط (تولید کنند ه، وارد کنند ه و توزیع کنند ه) اجرای حد ود شرعی تا اعد ام را د ر بر می گرفت. بهمن ۱۳۸۶ خبرگزاری ایسنا از صد ور حکم اعد ام برای یک مصرف کنند ه الکل د ر تهران پس از سه بار ارتکاب شرب خمر خبر د اد . تیر ۱۳۹۱ این خبرگزاری به نقل از سید حسن شریعتی، رییس د اد گستری خراسان رضوی خبر د اد که حکم اعد ام د و فرد ی که برای سومین بار مشروب خورد ه اند ، د ر د یوان عالی کشور تایید شد ه است. د ر همین اثنا اتفاق د یگری با قد م های موازی د ر حال وقوع بود . شبکه فعال د ر وارد ات و تولید غیرقانونی مشروبات الکلی، با سوءاستفاد ه از مجازات های سختگیرانه برای شرب خمر، قیمت محصولات خود را تا آن حد بالا برد ه بود که برای مصرف کنند ه تفننی الکل، د یگر مقرون به صرفه نباشد . اگر الکلی های با سابقه موفق شد ه بود ند اتانول با خلوص ۹۶ د رصد را از د اروخانه های آشنا د ر سطح شهر تهیه کنند ، گزارش های محرمانه ای که از ابتد ای د هه ۸۰ روی میز روسای اد ارات پزشکی قانونی رفت، نتیجه کالبد شکافی مرگ های مشکوک به مسمومیت با متانول (الکل صنعتی) بود ؛ مرگ هایی که تعد اد شان به تد ریج از پنج و ۱۰ و ۱۵ و ۲۰ هم گذشت. اتفاقی د ر حال وقوع است د ر روزهاي اخير به صورت شایعه بيان شد ه که بعضی از حاد ثه د ید گان مصرف مشروبات الکلی بد ون اطلاع از محتویات د اخل قوطی آن را مصرف کرد ه اند . د کتر هومان نارنجی ها، پژوهشگر و د رمانگراعتیاد به مصرف مشروبات الکلی د رباره علت این مسمومیت ها د ر گفت وگو با قانون می گوید : علت مرگ، مشروبات و عرق های د ست سازی بود ه که محلی ها آن را د رست می کرد ند و به د ست مرد م می رساند ند . بخش عمد ه آن هم د ر بند رعباس بود ه است .از سويي، مسموميت همزمان د ر شهرها و استان هاي مختلف د ر پي مصرف مشروبات غير استاند ارد و نگاهي به شيوه هاي توزيع نوشيد ني ها، حتي اين گمانه را ايجاد كرد ه كه ممكن است اين مسموميت ها ناشي از مصرف نوشيد ني هاي الكلي د ر بسته بند ي نوشيد ني هاي مجاز كارخانه اي نيز باشد كه به طور غير رسمي د ر فروشگاه ها عرضه مي شوند . د ر اين باره د کتر محمد رضا قد یرزاد ه، ريیس گروه مطالعات اعتیاد و سوءمصرف مواد و الکل پزشکی قانونی کشور گفته است: ما نمی توانیم منکر این موج مسمومیت های الکلی د ر کشور باشیم. آمارهای پزشکی قانونی نشان می د هد که سالانه ١٢٠ نفر به د لیل مسمومیت های الکلی جان شان را از د ست می د هند اما آمار مرگ ها د ر یک ماه و نیم گذشته این موضوع را نشان می د هد که اتفاق جد ید ی د ر حال وقوع است که از حالت طبیعی هم خارج شد ه است. متاسفانه همه این افراد با استفاد ه از سم متانول جان باخته اند . متانول همان الکل چوب است که به عنوان حلال د ر بسیاری از محصولات از جمله چسب ها و رنگ ها استفاد ه می شود . این ماد ه د ر روند تولید الکل های غیر استاند ارد از جمله مشروبات زیرزمینی نیز ایجاد می شود و افراد را با مصرف مقاد یر بسیار کم د چار مسمومیت های شد ید می کند . البته مصرف الکل اتانول نیز می تواند د ر مقاد یر بالا با علایم مسمومیت همراه باشد ، اما عوارض مسمومیت با این ماد ه که د ر کشورهای غربی تحت عنوان الکل شرب شناخته می شود ، بیشتر د ر د وزهای غیرمتعارف اتفاق می افتد . محمد رضا قد یرزاد ه د ر پاسخ به این سوال که این مسمومیت های فراگیر به د لیل توزیع ماد ه اولیه مشروب د ر کل کشور است یا خیر، افزود : باید گفت که احتمال وجود این فرضیه بسیار بالاست. این موضوع نبود ه که د ر پروسه تولید مشروب د ست ساز، افراد د ر سراسر کشور د چار مسمومیت شوند . البته ثابت کرد ن این فرضیه با پلیس مبارزه با مواد مخد ر و مشروبات الکلی است ولی شواهد حاکی از آن است که محموله متانولی توزیع و د ر شهرهای مختلف کشور پخش شد ه است . الکلی هايي كه می خواستند مواد ترک کنند ما چیزی به اسم آمار مصرف الکل د ر پزشکی قانونی ند اریم. چیزی که وجود د ارد ، حتی د ر وزارت بهد اشت هم به این صورت است که چند کار و پژوهش مید انی د ر این زمینه انجام شد ه است. د کتر قد یرزاد ه افزود : البته د ر بیشتر موارد نام تهران به عنوان شهر پرمصرف الکل د رج می شود . تهران با توجه به میزان جمعیتی که د ر آن زند گی می کند و مهاجرپذیر بود ن آن، مصرف بالاتری د ارد اما به صورت کلی د ر شهرهای بزرگ و صنعتی آمار مصرف الکل بالاتر است. استناد ما به آمار سازمان بهد اشت جهانی است و مطابق این آمار وضعیت ما د ر مصرف الکل د ر میان د یگر کشورهای خاورمیانه کمتر است. یعنی ما نمی توانیم بگوییم د ر مصرف الکل آمار خیلی بالایی د اریم، بلکه نسبت به کشورهای هم جوار آمار ما پایین است . اما بخش زیاد ی از مصرف کنند گان الکل به علت ترک شیشه یا ماد ه مخد ر د یگری سراغ الکل رفته اند . قد یرزاد ه د رباره این موضوع نیز می گوید : یکی از مشکلات ما این است که د ر بحث اطلاع رسانی د رمان ضعف د اریم. افراد ی که معتاد به مواد مخد ر هستند ، به جای مراجعه به افراد متبحر د ر عرصه ترک اعتیاد ، معمولا اطلاعات خود را از فرد ی که مصرف کنند ه است، می گیرند . به عنوان مثال پیش از این مصاحبه بیماری د اشتم که برای ترک هروئین سراغ مصرف شیشه رفته بود . د لیل این کارش هم اين بود ؛ د وستش به او گفته بود اگر می خواهی هروئین د ر بد نت از بین برود ، باید شیشه مصرف کنی. د ر چنین شرایطی نه تنها مشکل هروئین فرد حل نمی شود ، بلکه مشکلی هم به مشکلات وی اضافه می شود . علت پزشکی مرگ های ناشی از مصرف مواد را می توان به چند د سته تقسیم کرد . د کتر قد یرزاد ه می گوید : ما الان د ر بحث مرگ های ناشی از الکل چند تقسیم بند ی د اریم. یکی مصرف مزمن الکل است. یعنی فرد ی که معتاد به الکل است و د چار عوارض جسمی ناشی از مصرف الکل می شود . بر فرض فرد د چار هپاتیت و سیروز کبد ی می شود و فوت می کند . یک سری از مرگ ها ناشی از مصرف مشروبات الکلی با د وز بالاست، یعنی فرد اتانول با د وز بالا مصرف می کند که باعث وقفه تنفسی و مرگ می شود . د سته سوم کسانی هستند که مشروبات الکلی خورد ه اند و به د لیل د ست ساز بود ن آن ها علاوه بر اتانول مقد اری هم متانول یا الکل چوب مخلوط مشروب شد ه است. د ر واقع د ر پروسه تولید مقد اری متانول مخلوط شد ه است. متانول منجر به مسمومیت د ر افراد ی می شود که آن را مصرف می کنند . عوارض مصرف این نوع از الکل د ر برخی مواقع کوری و مرگ است. د سته بند ی د یگر مربوط به افراد ی است که الکل را همزمان با مخد ر د یگری مصرف می کنند ، براي مثال فرد الکل را با تریاک یا تراماد ول و متاد ون مصرف کرد ه است و همین همزمانی مصرف چند ماد ه منجر به وقفه تنفس و مرگ آن ها می شود و نمونه بارز این اتفاق یکی از چهره هایی است که سال گذشته د رگذشت. آن فرد همزمان با مصرف الکل، متاد ون و تراماد ول را نیز مصرف کرد ه بود . روز ۲۲ مهر نیز پایگاه اطلاع رسانی وزارت کشور د ر صد و هفتمین جلسه شورای اجتماعی کشور با موضوع بررسی اجرای سند ملی کنترل و کاهش مصرف مشروبات الکلی د ر محل وزارت کشور به ریاست عبد الرضا رحمانی فضلی وزیر کشور برگزار شد . رحمانی فضلی پس از شنید ن گزارش د ستگاه های متولی اجرای سند ملی کنترل و کاهش مصرف مشروبات الکلی د ر کشور گفته بود : طبق گزارش وزارت بهد اشت و سازمان پزشکی قانونی د ر این مشروبات الکلی د ست ساز ماد ه متانول که استفاد ه صنعتی د ارد ، مورد استفاد ه قرار گرفته و همین موضوع منجر به مرگ تعد اد ی از مصرف کنند گان شد ه است. بنابراین لازم است پروتکلی توسط وزارت بهد اشت و صمت نسبت به نظارت د قیق و جد ی د ر نحوه تولید ، توزیع و مصرف متانول تهیه شود تا شاهد تکرار این گونه حواد ث تلخ د ر کشور نباشیم .

شغلی دشوار که در لیست مشاغل سخت نیست

سلامت نیوز: موضوع نادیده انگاشتن شدن حقوق کارگران بی آرتی ها -که در گفتار دستگاه بروکراسی نام عامل کنترل بلیت خطوط بی آرتی برآنان نهاده شده- مسئله ای است که همدلی در چندماه گذشته چندین بار و به شکلی میدانی به آن پرداخته است. به گزارش سلامت نیوز به نقل از همدلی، این که بسیاری از کارگران بی آرتی از روی اجبار تن به این کار داده اند این که بسیاری از آنها از شرایط قانون کار بی اطلاع اند- که این می تواند سوء استفاده هرچه بیشتر کارفرمایان را فراهم آورد- این که نظارت بر روی کارفرمایان این شهروند –کارگران در جه دو (چرا که ذیل قانون کار به تمامی قرار نمی گیرند) آن طور که باید انجام نمی شود و اساسا موضوع نظارت در رابطه با کار آنان یک سویه و در راستای منافع شرکت کارفرمایی است. این که اضافه کاری به آنان تعلق نمی گیرد ( هرچند که خبرهایی مبنی بر دادن اضافه کاری ها در سنوات از سوی برخی از کارگران بی آرتی مطرح شده است) این که یا به اجبار باید دو روز و نیم مرخصی در ماه شان را بروند و برعکس اگر کمبود نیرو وجود داشته باشد هیچ گونه مرخصی به آنان تعلق نمی گیرد – کما اینکه مرخصی آنان نیز بدون حقوق است- اینکه شغل این کارگران -که ساعت ها باید در ایستگاه ها در سرما و گرما و محصور در میان دود و صدا و بتن همچون سیزیف سنگ شان را بر دوش و کشان کشان به نوک کوه ببرند تا آن سنگ از نو قل بخورد و ‍پایین بلغزد- جزء مشاغل سخت به حساب نمی آید. بدتر از همه آن که بیمه این افراد زحمت کش، یک ماهه رد می شود. اینها تنها بخشی از معضلات این بخش از پرولتاریای کلانشهری است. در واقع هر اندازه وضعیت کلی اقتصاد بدتر شود بیشترین اسیب را اقشار فرودست متحمل می شوند. هر چند در مورد میزان تاثیر گذاری رسانه های رسمی در فضای کنونی بدگمانی های جدی وجود دارد و سال هاست که دیگر روزنامه نه آن طور که هگل خواندنش را به دعای صبح گاهی تشبیه کرده بلکه در زمانه حاضر بیش از هر زمانی جایگاه خود آیین و آگاهی بخشش را به علل مختلف از جمله هجوم و گسترش دستگاه سانسور از دست داده، با این همه آنچه کورسوی امید نوشتن درباره کارگران بی آرتی را زنده نگه می دارد، سخنان چند روز پیش یکی از کارگران بی آرتی بود که به محض رویارویی جلو آمد و در گوشی گفت: بعد از چند باری که رسانه شما و چند رسانه دیگر درباره شرایط زندگی ما نوشتند به نظر کمی تلاش شد تا وضعیت مان را سامان دهند! علی رغم این تناقض سخن این کارگر جوان ایستگاه بی آرتی باعث شد تا بار دیگر راوی درد و رنج شان شویم هرچند این کار عبث تر از هر زمانی به نظر آید! اگر میزان کارت زدن کم باشد پولش را ما باید بدهیم جای جای تهران را ۱۰ خط بی آر تی بهم وصل می کند میدان آزادی – چهارراه تهرانپارس (خط یک)، میدان آزادی – پایانه خاوران (خط دو)، پایانه علم و صنعت – پایانه خاوران (خط سه)، پایانه خاوران – پایانه افشار (خط چهار)، پایانه علم و صنعت –پایانه بیهقی(خط پنج) – فاز یک، پایانه تجریش – میدان راه آهن (خط هفت – “فعلا” توسط بخش خصوصی تعاونی ندای به آوران اداره می شود)، پایانه خاوران – پایانه جنوب (خط هشت) و… ساعت کاری کارگران بی آرتی در سه شیفت ۶ صبح تا ۱۴، ۱۴ تا ۲۲ و ۲۲ تا ۶ صبح تقسیم شده است. تا چند ماه پیش روزانه ۴۰ هزار تومان دستمزد به کارگران پرداخت می شد که ماهیانه یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان می شد اما در حال حاضر حقوق ماهیانه آنان بین یک میلیون و چهارصد تا یک میلیون ۵۰۰ هزار تومان است.در ادامه با کارگران بی آرتی از نظرتان می گذرد. لازم به ذکر است برای حفظ امنیت شغلی کارگران بی آرتی در این گزارش اسامی و آدرس ها ذکر نخواهد شد. یک کارگر بی آرتی که جوانی حدودا۳۰ ساله است می گوید من یک سالی می شود که در این کارم و هروقت مرخصی خواسته ام به من می گویند که نیرو نداریم و نمی توانی به مرخصی بروی. برای مثال همین امروز که اربعین است و برای همه روز تعطیل می باشد ما باید به سرکار بیاییم در یک کلام ما روز تعطیل هم نداریم. حتی حق نداریم زیاد با مسافران حرف بزنیم. این کارگر ادامه می دهد در عید و ۱۳ به در و تعطیلات رسمی باید سر کار بیاییم. بدترین نکته این کار همین است که مرخصی ندارد. برای یک روز مرخصی هم باید یک نفر را پیدا کنیم که آن روز کار مرا انجام دهد. در ایستگاهی دیگر از یک کارگر جوان که کاردانی برق دارد،می پرسم که آیا نسبت به حق و حقوقش آگاهی دارد که این طور پاسخ می دهد: تا حدودی آگاهم مثلا بیمه ما را یک ماهه رد می کنند و قرارداد ما یک ماهه بسته می شود. من شنیده ام که در مناطق آزاد نیز کارفرما همین طور با برخی کارگران قرارداد می بندد! این گونه مزایایی که براساس قانون کار مثل بیمه بیکاری، شکایت از کارفرما به علل مختلف و… با دشواری مواجه می شود. همین الا حق اولاد را به همه ندادند. یک اصل کاری شرکت های خطوط بی آرتی این است که مدام کارگران ایستگاه ها جابه جا می شوند. پیش تر و در گزارش های قبلی یکی از کارگران دلیل این امر را فرار کارفرما از بازرسی و نظارت بیمه ای عنوان کرده بود. با این حال در ایستگاهی دیگر یک کارگر ۴۰ ساله بی آرتی که حدود یک سال است در ایستگاه ها کار می کند، می گوید: شرکت کار را برای کاستن از تخلفات احتمالی کارگران در ایستگاه ها انجام می دهد. این کارگر میان سال ادامه می دهد: در چنین کارهایی شاهدیم که شان انسانی رعایت نمی شود. انگار در ذهن شان از پیش همه ما فقرا انسان هایی هستیم که می خواهیم یک تخلفی کنیم! ولی خود ماهم مشکل دااریم ما کنترل کنندگان بلیط نه صنفی داریم و نه صدایی چون حق و حقوق مان را نمی دانیم. می گوید: به ما تعدادی کارت بلیت دادند که بفروشیم. خب برخی مواقع ما را مواخذه می کنند که چرا کم بلیط فروختیم. یا درباره میزان درآمد ایستگاه اگر درامد بیشتر از میانگین هر روزه باشه که چیزی نمی گویند ولی اگر کم بیاید عامل بلیط باید از جیب خودش بدهد! حرف زور است دیگر. مثلا بازرس می آید و می گوید باید روزی ۱۰ تا کارت بلیط بفروشی حالا اگر ۹ تا فروخته شد مواخذه می شوی که چرا یکی کم فروختی. از این کارگر میان سال می پرسم آیا در یک سال گذشته که در ایستگاه های مختلف مشغول به کار بودی بازرسی از سوی نهادهای نظارتی با شما درباره مشکلات شما حرف زده است، می گوید؟: من که تا کنون چنین بازرسی ندیده ام و وزارت کار هم که همیشه پشت کارفرما در می آید. می پرسم این جانبداری را به شخصه دیده ای که توضیح می دهد: من برای بیمه بیکاری به وزارت کار رفتم ولی گفتند که چون امضاء کرده ای که سنوات گرفتی بیمه بیکاری به شما تعلق نمی گیرد در صورتیکه قانون گذار تعیین کرده که بیمه بیکاری شامل کسی نمی شود که به شکلی ارادی خودش از شرکت یا محل کارش استعفا داده است نه برای کسی که به بهانه های واهی اخراج شده است. این یک موردش است. توقف بدن های رنجور در ایستگاه درد یک کارگر حدودا ۶۰ ساله در یکی از ایستگاه های شمالی شهر تهران می گوید: مهم ترین مشکل ما این است که باید سرما و گرما را تحمل کنیم. حتی یک صندلی هم نمی گذارند روی آن بنشینیم. این فرد می گوید: حتی پیشنهاد دادیم که با هزینه خودمان یک اتاقک پلاستیکی اینجا برای ما بسازند ولی اقدامی در این باره تا کنون نشده است. در هر ۸ ساعت تنها ده دقیقه می توانیم استراحت که چه عرض کنم برویم دستشویی! او می گوید با این همه یک اتفاق خوب در این کار این است که به موقع حقوق هامان را می دهند. کارگر دیگر می گوید: شغل ما یکی از سخت ترین شغل هاست و به خاطر همین است که هر کسی حاضر نمی شود وارد این کار شود. شاید بپرسید که شما که هیچ کاری نمی کنید و فقط ادم هایی را می بینید روزانه که از این گیت ها در حال عبورند. ولی من می خواهم به شما بگویم تا زمانی که کسی وارد این کار نشود نمی فهمد که دشواریی که من به شما می گویم به چه خاطر است. حتی منظور تحمل سرما و گرما و جر و بحث با آدم هایی که نمی خواهند کارت بزنند یا مرخصی نرفتن و تعطیلی نداشتن نیست. سختی اش را نمی توان گفت تا زمانی که ادم خودش با این تن پوش وارد ایستگاه ها نشود.

انفجار جمعیت یا مهاجرت معکوس

سلامت نیوز:تهران ابرشهری ناموزون در اجزا و ارکانش است که بی هیچ تعارفی، هیچ تناسبی به لحاظ شهری، ساخت وساز، تقسیم جامعه انسانی، ملاک های قومی و امور فرهنگی در آن دیده نمی شود . تهران نمونه منحصر به فرد از شهری است که در توسعه و شکل پذیری آن هیچ ملاک رسمی و مصوبی در جریان نبوده و نظارت کلانی نیز بر چگونگی شکل و رشد آن صورت نگرفته است . به گزارش سلامت نیوز به نقل از جهان صنعت ،اینچنین است که تهران ساخته شده، به حیات خود ادامه داده و پس از هر تغییر شکل یا ابداعی در ساختارهای شهرنشینی آن، اتفاقات رخ داده تبدیل به قاعده شده و در مقام ساختار مصوب اجرایی پذیرفته شده است . این گونه است که مکان هایی که تا چهار، پنج دهه گذشته حاشیه شهری به حساب می آمدند و حلبی آباد یا خارج از محدوده خطاب می شدند، امروز بخشی از مدنیت به اصطلاح باکلاس و شهرنشینی با امکانات تهران را شکل داده است یا برای خود لقب منطقه ای از مناطق تهران را گرفته، آب و گاز و برق دارد و از امکانات شهری و رفاهی چیزی کم نداشته و ندارد . از سوی دیگر تمام مناطقی که روزی جزو فضای سبز ارزشمند تهران محسوب می شدند و به اصطلاح از مناطق خوش آب و هوا و متناسب با محیط زیست ارزشمند پایتخت بودند، امروز شاهد بالا رفتن برج های سربه فلک کشیده ای در آن مناطق هستیم که از تعداد افراد و انسان های ساکنش، خودرو های مختلف و متنوع عرض اندام می کنند و چه بسا تنهایی و غربت انسان تهران نشین را حیوانات خانگی پر کرده اند ؛ تهرانی که روزهای پرصلابتی را در گذر عمر و زمان خود داشته و دارد . هنوز هستند پیرمردها و پیرزنانی که تصاویر گنگ و مبهمی از آن مدنیت متکامل و واقعی و خاص دارند و بر پایه آن می توان تصور کرد که تهران چه بوده و حالا چه شده است . از این موارد که بگذریم و بنا را بر بیان حرف های نوستالژیک نگذاریم، باید بدون هیچ پیش فرضی بگوییم که تهران در تعریف امروزی خودش عبارت است از ابرشهری نامتوازن که خودش بزرگ ترین تهدید و خطر برای خودش است . بر این مبنا نیز بی هیچ اغراق و تفصیلی باید عنوان کرد که تهران شهری بدون حامی است ؛ شهری که به محض وقوع حادثه ای چنان در خود می پیچد که فرصت هیچ کمک و نجاتی را نه به خود و نه به ساکنانش نمی دهد . این یکی از آلوده ترین شهرهای جهان، یکی از گران ترین و سخت ترین شهرهای جهان برای زندگی و نیز یکی از شلوغ ترین پایتخت های جهان است که وسعتش با بسیاری از کشورهای قابل ملاحظه و جدی دنیا برابری می کند ؛ شهری که درگیر چنان تناقض ها و مشکلاتی است که حتی به فکر اکثر قریب به اتفاق مردم ساکن این شهر نیز خطور نمی کند و تنها برخی از متولیان و دست اندرکاران شهری این کلانشهر هستند که می دانند چه دیو بزرگ و سرکشی را مدیریت می کنند و آن را آرام نگه داشته اند . همه این توصیفات در حق تهران بی دلیل و بی پایه نیست و کافی است که برای هرکدام از مدعیات بنای بررسی و تحلیل گذاشته شود تا به عمق بحران ها و مشکلات این شهر پی برده شود . اما مشکلات اگرچه واژه ای کلیشه ای و پیش پا افتاده برای بیان معضلات و بحران های شهری تهران به حساب می آید، اما واژه ای بهتر یا مصطلح تر که بتواند بیانگر حجم قابل توجه امور ناموزون در این شهر باشد به واقع وجود ندارد و به این معنا به نظر می رسد واژه هایی از این دست نیز هنوز قابلیت های ارزشمندی ندارند که بتوان از آنها در چنین شرایطی استفاده کرد . از این رو بنا بحث معناشناسی یا در واقع بررسی تهران بیش از آنکه بخواهیم یا بتوانیم به کنه مشکلات و معضلاتش وارد شویم و از میان آنها چند نمونه اساسی را مورد آسیب شناسی قرار دهیم، باید به این مهم توجه داشته باشیم که بی هیچ اغراقی در حال حاضر در میان بزرگ ترین مشکلات و معضلات موجود برای شهر تهران مشکلات مدیریتی و نبود خرد متناسب با اداره این کلانشهر از اصلی ترین و ابتدایی ترین مشکلات تهران به حساب می آید . مدیران شهری این کلانشهر پیش از آنکه بخواهند یا بتوانند چنین شهری را اداره یا مدیریت کنند، هیچ شناخت صحیحی از شهر و شهرشناسی ندارند و به پیروی از آن در اداره کلانشهری مانند تهران ما با حجم کثیری از تناقضات و نابخردی ها مواجه هستیم . دلیل توجه به معضلات تهران و آسیب شناسی آن در این نوشتار نیز دقیقا به دلیل بروز تناقضات عجیب در کلام مدیران شهری تهران است تا چه رسد به آنکه بنا بر اجرایی شدن اقداماتی باشد تا این شهر را از گزند معضلات در امان نگه دارند . برای نمونه اگر مهاجرت بدون برنامه و بی حساب و کتاب از اقصی نقاط کشور به تهران در نیم قرن اخیر و بالاخص در سه دهه گذشته را ملاکی برای بروز اغلب مشکلات و بحران های زیستی و معیشتی در شهر تهران بدانیم، به گفته های رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان تهران نعمت ا لله ترکی می توان استناد کرد که چندی پیش از به صدا درآمدن زنگ خطر افزایش جمعیت در استان تهران گفته و همچنین با ذکر مناطق پرجمعیت این شهر و استان از راهکارهای موجود و در دست اجرا در راستای افزایش توان ها و امکاناتی مجددا گفته است که براساس آن، زندگی برای این جمعیت کلان ساکن در این استان به سمت امر مطلوب پیش برود . اگرچه در مقام مسوولیت و برنامه ریزی ایجاد چنین امکاناتی جزو وظایف و از جمله مهم ترین وظایف به حساب می آید اما واقعیت این است که در یک برنامه ریزی اصولی و کلان، تمام امکانات و ابزارهای اجرایی باید صرف این مهم شود که جمعیت تهران و سپس استان تهران از حد خطر تجاوز نکند ؛ امری که به هیچ عنوان در برنامه ریزی های کلان شهری و اجرایی دست کم یا دیده نمی شود یا اگر وجود داشته باشد نیز به عنوان مکانیسم اصلی کنترل یا کاهش جمعیت استان و شهر تهران به حساب نمی آید . جالب آنکه گرانی های ناجوانمردانه اخیر و افزایش قیمت کالاها و ضروریات زندگی به طرزی باورنکردنی تبدیل به مهاجرت معکوس از تهران شده است، اما هیچ کدام از اقدامات نهادهای مدنی و اجتماعی هرگز نتوانسته بودند تا این حد در راستای کاهش جمعیت پایتخت نقش ایفا کنند . هرچند این مهاجرت ها مقطعی و در نوع خود ناموزون نیز تلقی می شوند و نمی توان با رویکرد ثبات به آنها نگاه کرد . چه بسا اگرچه در کلام برخی از مسوولان در گذشته شاهد تلاش برای تحقق کنترل جمعیت در شهر تهران و مناطق تابعه بودیم، اما این روزها با کمی احتیاط در کلام، بیشتر شاهد ایجاد امکانات برای مناطق جدیدالتاسیس در استان تهران یا بخش هایی هستیم که در سال های گذشته بیشترین میزان افزایش جمعیت را در آنها شاهد بوده و هستیم . برای نمونه درست سه روز بعد از مصاحبه ای که پیشتر از زبان رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان تهران نقل قول کردیم، محمدحسین مقیمی استاندار تهران در مصاحبه ای ضمن اذعان به مهاجرت برخی از پایتخت نشینان و حوالی به شهرها و زادبوم های خودشان از امکانات به وجود آمدن کلانتری های جدید در شهر تهران خبر داده . او همچنین با اشاره به کمبود و نواقص در زیرساخت های شهری این موضوع را عنوان کرده که در سال های اخیر بر جمعیت حاشیه ای شهر تهران اضافه نشده و در عمل بر جمعیت شهرستان های اطراف تهران اضافه شده و مردم از استان های دیگر به این مناطق مهاجرت می کنند . وضعیت نیز به گونه ای است که افرادی از شهرستان ها و استان های دیگر به این مناطق می آیند و عده ای نیز از این مناطق به شهرهای محل سکونت گذشته خود بازمی گردند . به راستی وضعیت تهران چرا به سمت فرآیند کاهش جمعیتی پیش نمی رود؟ چرا اصول و قوانینی که در سال های گذشته در دست تدوین بودند تا جمعیت روستایی فعال کشور که به سمت شهرها و از همه مهم تر به سمت تهران سرازیر شده بودند را بتوان در برنامه هایی منسجم و اصولی به روستاها بازگرداند تا چرخه تولید صحیح کشاورزی و حتی صنعتی- روستایی بار دیگر رونق پیدا کند، به هیچ عنوان نه اجرایی شدند و نه صدایی از وضعیت آنها به گوش می رسد؟ به معنایی دیگر آیا باید برای نجات تهران از این حجم دیوانه وار افزایش جمعیت بنای تحقق برنامه های راهگشا و اثرگذار را در اولویت قرار داد؟ یعنی اگر تهران و فکر مهار جمعیتی این کلانشهر نباشد، به هیچ عنوان طرح های بازگشت جمعیت به شهرها و روستاهای کشور که در اسفناک ترین شرایط تاریخی خود هستند، محقق نمی شود . از سوی دیگر آیا مقامات شهری پذیرفته اند که تهران کلانشهری است که ورود و خروج از آن به قصد زندگی و یا فرار از زندگی شهری به راحت ترین شکل ممکن میسر است و هیچ نظارتی بر آن اجرایی و عملی نمی شود؟ اگر چنین وضعیتی باشد که در نمود عینی دقیقا همین طور است، چگونه می توانیم آینده ای روشن از منظر توسعه مطلوب شهری، اجتماعی و حتی محیط زیستی برای ابرشهر تهران قائل شویم؟ یک مثال نه چندان مشابه اما اثرگذار صرفا برای آن دسته از کارشناسان و دست اندرکاران شهری که معتقدند به هیچ عنوان کنترل جمعیت کلانشهری نظیر تهران میسر نمی شود و به تعبیری محال است، لازم است مثال کشور چین و پایتخت این کشور یعنی پکن را ذکر کرد . چندین دهه است که همزمان با نظارت های دولتی برساختار و همچنین کنترل جمعیت کشور چین، مهاجرت از سایر نقاط این کشور به پایتخت غیرممکن شده و عملا کسانی اجازه و مجوز زندگی در این شهر را دارند که دو نسل پیشتر آنها در این شهر ساکن بوده باشند و بنا به مقتضیات شغلی و یا تخصصی دولت نیاز به حضور افرادی باشد که این افراد نیز بسته به موقعیت زمانی و کاری می توانند به پکن نقل مکان کنند و نیز چند دلیل دیگر که شرایط زندگی در این پایتخت پرجمعیت ترین کشور جهان را بر اساس تصمیمات مقامات شهری و کشوری، برای افراد میسر می کند . همپای کنترل جدی جمعیت، بی شک الزاماتی از این نوع نیز بسیار ضروری به نظر می رسد که بتوان بر مبنای آنها زندگی در شهرهای بزرگ را انسجام معنایی مبتنی بر ریخت شناسی شهری داد . همین اصول نشان می دهد در یک شاکله جمعیتی دست کم پانزده برابر جمعیت کشور ما، چنین محدودیت های منطقی اجرایی می شوند و از همه مهمتر اثرگذار نیز هستند . متولیان شهری نیز وظیفه دارند هم به فکر نجات پایتخت باشند و هم در راستای تحقق شکل جدی ضد مهاجرت با توسعه درست و برنامه دار روستاها و شهرهای دور از پایتخت گام جدی در راه توسعه متوازن جامعه روستایی و شهری ایران بردارند . اما عملا تهران به عنوان پایتخت و کلانشهر ایرانی به هیچ عنوان نه دارای مولفه های درونی در راستای نظم و توسعه محدود و منطقی است و نه توانسته به نوبه خود شکل یک جامعه به سمت تعالی از لحاظ جامعه شناسی و توسعه معقول و منطقی را ایفا کند . هیچ گونه محدودیتی در خصوص اسکان قومیت ها یا افراد مهاجر از شهرها و روستاهای سراسر کشور در آن به اجرا در نمی آید و در اصطلاح کاملا مشهود به همان اندازه که یک متمول شیرازی اجازه زندگی در کلانشهر تهران را دارد، روستایی از فقر و کمبود امکانات به تنگ آمده میرجاوه ای نیز اجازه حضور در تهران، بدون هیچ محدودیتی و نیز اقامت و زندگی دائمی را دارد . براین مبنا تمرکز امکانات و ثروت به طور کاملا طبیعی در تهران تحقق می یابد و به همان اندازه نیز امور ناموزونی نظیر بزهکاری های اجتماعی، حاشیه نشینی های نامتعادل، فقر بدون نمودار و متناسب با ساختار معیشتی و همچنین بزرگ شدن شرکت ها، نهادها و ارگان های خصوصی و حتی دولتی در این کلانشهر نیز توسعه و گسترش می یابد . در چنین ساختار بدون قاعده ای است که احداث شش کلانتری از جمله اقدامات مهم و درخور توجه استاندار این شهر و تلاش به منظور رشد و گسترش امکانات شهری متناسب با رشد این کلانشهر از اولویت های سازمان مدیریت و برنامه ریزی قلمداد می شود . امکاناتی که به طور کاملا آشکار، نشان از واماندگی و تسلیم شدن ارگان های دست اندرکار در برابر این حجم فزاینده جمعیتی است که در این شهر متمرکز شده اند و به هیچ عنوان حتی با نبود بخش اعظمی از امکانات تمایلی به بازگشت به شهرهای مادری و یا حتی مهاجرت به شهرهای دیگر کشور در آینده نگری آنها رویت نمی شود . تهران به عنوان کلانشهر ایرانی دارای موقعیت بسیار پیچیده و عجیبی است . نه از کاهش جمعیت آن و مهاجرت ساکنان آن به دیگر شهرهای کشور می توان خشنود شد و آن را گامی در راستای تحقق شهری معتدل و متوازن دانست و نه مهاجرت بی حساب و کتاب و بدون توازن از سرتاسر ایران به آن را می توان سمبل عظمت و بزرگی و زیبایی آن دانست . در هر دو حالت تهران و وضعیتش نگران کننده است . چراکه تهران شهری فاقد برنامه و بدون هیچ اصول منطقی در راستای توسعه یا کنترل توسعه است . براین مبنا وقتی که صحبت از تهران شود، طبیعی است که هر صاحب تخصصی در حوزه امور شهری به اجبار پا پس می کشد و اداره منطقی، اصولی و اثرگذار تهران را به حال خود رها می کند . اگربنا بر چنین رویکردی باشد، پس بهتر آن است که به تبعیت از قول استاندار تهران به فکر ساخت کلانتری، پاسگاه های انتظامی و لابد در آینده ای نه چندان دور به فکر ساخت زندان در این کلانشهر و توابعش باشیم و یا به قول رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی اش در پی تدوین سندهای توسعه استانی و شهری برای استان و شهر تهران باشیم . غافل از اینکه نه تهران این شهر و منطقه ای است که ما می بینیم و به اصطلاح می شناسیم و نه با این رویکرد یک طرفه و عاجز راه به شناخت درست آن می بریم .

خشونت خانگی رتبه نخست کودک‌آزاری در یکسال گذشته

سلامت نیوز:رئیس اورژانس اجتماعی کشور: طرح نماد با همکاری وزارت آموزش و پرورش کاهش خشونت علیه کودکان را هدف دارد به گزارش سلامت نیوز به نقل از پانا، رئیس اورژانس اجتماعی کشور از برگزاری کارگاه های آموزشی برای نیروهای اورژانس با همکاری وزارت دادگستری در موضوع لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان و مواد کنوانسیون حقوق کودک خبر داد. رضا جعفری با بیان اینکه با وزارت آموزش و پرورش در طرح نماد همکاری می شود، اظهار کرد: هم اکنون طرح نماد که به مفهوم مراقبت اجتماعی از دانش آموزان است با مشارکت وزارت آموزش و پرورش، وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی کشور در مدارس در حال اجرا است. در اجرای طرح نماد به دانش آموزان به ویژه دانش آموزانی که در معرض آسیب و خطر هستند یک بسته مددکاری اجتماعی ارائه می شود. برگزاری کارگاه های آموزشی را برای نیروهای اورژانس با همکاری وزارت دادگستری در موضوع لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان و مواد کنوانسیون حقوق کودک آغاز کرده ایم تا نیروهای اورژانس اجتماعی با مباحث حقوقی در این دو محور بیشتر آشنا و مسلط شوند رئیس اورژانس اجتماعی کشور اضافه کرد: علاوه بر اجرای این طرح، به آموزش وپرورش پیشنهاد داده ایم و اعلام آمادگی کرده ایم که می توانیم در تولید محتوای آموزشی خودمراقبتی در مقاطع دبستان و راهنمایی با این نهاد تربیتی همکاری کنیم. جعفری با اشاره به اینکه در سال گذشته خشونت خانگی رتبه نخست را در موارد مربوط به کودک آزاری به خود اختصاص داده است، گفت: ۵۷ درصد از عاملان اعمال خشونت پدران و ۲۶ درصد نیز مادران بوده اند. هر چه سن کودکان پایین تر باشد مخاطره پذیری و ریسک آسیب پذیری آنان بیشتر است چرا که کودکان هم از لحاظ جسمی و اقتصادی بی دفاع ترین افراد هستند، از طرفی با توجه به اینکه عامل اول خشونت علیه کودکان از سوی والدین است بنابراین آموزش موارد مربوط به کودک آزاری و امنیت کودکان در اولویت قرار دارد. وی ابراز امیدواری کرد تا سازمان بهزیستی با همکاری وزارت آموزش و پرورش بتوانند در راستای آگاه سازی کودکان و خانواده ها همکاری مشترک داشته باشند. این مقام مسئول در سازمان بهزیستی با بیان اینکه ۱۶ درصد از دلایل کودک آزاری در سال گذشته مربوط به خود کودک بوده است، گفت: مشکلاتی همچون معلولیت یا رفتارهای کودک از جمله عوامل اصلی کودک آزاری به شمار می رود. بنابراین با توجه به اینکه بخشی از کودکانی که مورد آزار قرار می گیرند کودکان معلول هستند، با سازمان آموزش و پرورش استثنایی نیز وارد مذاکره شده ایم تا بتوانیم در قالب تفاهم نامه ای برای غربالگری کودکان ورود کنیم و پس از آن اقداماتی صورت بگیرد که منجر به آگاهی کودکان و کاهش کودک آزاری شود. رئیس اورژانس اجتماعی کشور با اشاره به ضرورت آگاه سازی کودکان از حقوق شهروندی اظهار کرد: با مجمع ملی کودک برای آموزش حقوق شهروندی در مدارس کشور همکاری هایی را آغاز کرده ایم اما فراتر از این موضوع، برگزاری کارگاه های آموزشی را برای نیروهای اورژانس با همکاری وزارت دادگستری در موضوع لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان و مواد کنوانسیون حقوق کودک آغاز کرده ایم تا نیروهای اورژانس اجتماعی با مباحث حقوقی در این دو محور بیشتر آشنا و مسلط شوند. به گفته وی، اولین جلسه کارگاه آموزشی نیروهای اورژانس در تهران برگزار شده است و این برنامه به تدریج در سراسر کشور برگزار می شود.